معروفترین افرادی که در راه آزادی و انسانیت روابط خانوادگی‌شان را بازنگری کردند



مهدی خزعلی

مهدی خزعلی بعد از اصرار بر حق ‌گویی و رو کردن دست احمدی‌نژاد شیاد و ستم های جاری رژیم، برائت پدرش را هدیه گرفت.
اينهاشيادند و دروغ می گويند
مبارزه با دروغ ، فريب و ريا مرزهای خانواده ها را نيز در نورديده است، فريبکاران با شعار دين و دين فروشی علمای ما را می فريبند،
راه راست راه اهل بيت عصمت است که هيچکدام به زور شمشير حکومت نکردند، و تا مردم نخواستند تشکيل حکومت ندادند!...به معظم له دروغ احمدی نژاد را ثابت می کنم. می فرمايند "خوب يک دروغ گفته است اما به اسلام عزت بخشيده است !!"به ايشان فساد مالی اورا عرض می کنم ، می فرمايند " اگر نبود حاکم عادل بايد از حاکم فاسق حمايت کرد تا نظام اسلامی حفظ شود !!"به معظم له عرض می کنم: اگر يک روز مردم ما را نخواهند بايد چه کنند؟ می فرمايند : " همان کاری که ما کرديم ، انقلاب !!" و عرض می کنم " پس فرق ما با شاه چيست؟








سردار خورشیدی، پدر داماد احمدی‌نژاد

سردار خورشیدی از پسرش که داماد احمدی‌نژاد است بعد از انتخابات برائت جست

اگر هر یك از مردم كه به خیابان‌ها آمدند، یك چوب در دست می‌گرفتند، كل ارتش نمی‌توانست با آنها مقابله كند/ به چشم خودم دیدم كه در انتخابات، رای‌ها را به سادگی جابه‌جا می‌كردند.




نرگس کلهر

همسر کلهر، مشاور احمدی‌نژاد چند سالی‌ست که بخاطر مسائل سیاسی از وی جدا شده‌است و نرگس کلهر، دختر وی نیز بعد از انتخابات و برای اثبات مخالفت با راه سیاه و ستمگرانه‌ی نظام حاکم به کشور آلمان پناهنده شد.

جملاتی از نامه‌ی نرگس به برادرش:

برادر عزیزم، نمی دانم در آینده چگونه مردی خواهی شد مردی چماق بدست یا آزادی خواهی بی پدر!
اکنون در یک اتاق کوچک واقع در یک کمپ پناندگی ر کشور آلمان نشسته ام. با نگاه به این دو دختر کرد و آفریقایی از خودم می پرسم:پدر آرمانی من به یکباره چه شد؟ من اینجا چه می کنم؟ و چه بر ما گذشت که به اینجا رسیدیم؟
مسیری که در آغاز جوانی ام با ورود به جامعه برای خودم برگزیدم راهی نبود که به همراهی پدر منتهی شود. اطرافیان به آنگونه نبودند که پدر در آن سالها در موردشان قضاوت می کرد و من دیگر بی چون و چرا پذیرنده سخنان اش نبودم.





منتظر دریافت خاطرات و وقایع خانواده‌ وآشنایان شما دوست عزیز بیننده(برای درج در وبلاگ) هستیم. تا جنبش حقیقت طلب سبز را در خانواده‌ها نهادینه کرده و ریشه بدوانیم.

انتخاب شما کدام است؟

برداشت اول

برادر! من با تو مشکل دارم، خواهرم! من با تو حرف نمی زنم، مادرم! لبخند تو دیگه با لبخند من همزمان نمی شه. پدرم تو به کسی رای دادی که ...
تو رو می گم، آره خوده تو رو می گم... تویی که چند قدمی من تویه اون اتاق می خوابی. تویی که پدر و مادرت با من یکی هست. تویی که هفته ای چند بار به من زنگ می زدی...
من دیگه تلفن تو رو جواب نمی دم...می دونم که ناراحت می شی... می دونم که حق گردنم داری... می دونم ... همه ی این چیزا رو خوب می دونم ...ولی وقتی با تو حرف می زنم... حس می کنم ندا و سهراب را فراموش کرده ام. حس می کنم همه ی صورت های خون آلود با رب گوجه سرخ شده بود. حس می کنم کهریزک کازینو بوده است.
در برابر صدای زیبای تو، صدای زنگ تلفن تو، صدایِ واقعیتِ غلطیده در وجدانم زوزه می‌کشد.

من با تو فعلا قطع ارتباط میکنم، اما تو منتظرم باش، منتظر روزی باش که در یک دستم آزادیِ من و تو، و در دست دیگرم اسناد دروغ‌هایی را خواهم داشت که جدایی این روزهایمان را رقم زد. منتظرم باش

برداشت دوم

خواهر! خب انتخاب برگزار شد. نظر من با تو فرق داشت. برادر! این قواعد بازی دموکراتیکه!!! یکی می بره یکی می بازه. اونی که تو ازش حمایت می کردی پیروز شد. مادرم! تو راست نمی گفتی، تحلیل تو درست نبود که می گفتی مردم چه کسی رو می خوان. پدرم! بازم معلوم شد که این موها تویه آسیاب سفید نشده و خیلی چیزا بیشتر از ما جوونا می دونی...
با همه ی اتفاقاتی که در این چند ماه اتفاق افتاد، تویه خانواده ی ما اتفاق خاصی نیفتاد. ما هنوز هم می تونیم با هم راحت باشیم. مشکلی با هم نداریم. فقط می دونیم نظرهامون با هم متفاوت بوده و حالا همه ی اون تفاوت ها و اختلاف ها را کنار گذاشتیم، هفته ای چند بار همدیگه رو می بینیم. بچه های همدیگه رو بغل می کنیم و می بوسیم. عموها و عمه های سابقیم. همون خاله های و دایی های پارسال هستیم. عرصه ی عمومی و سرد سیاست باعث شکاف در عرصه ی گرم خانوادگی ما نشده و نمی شه...


کدامیک از این نگاه ها در خانواده ی شما حاکم هست؟ دوست دارید کدامیک از این نگاه ها حاکم باشد؟

ادامه دارد...